بازاریابی چیست و چرا مهم ترین رکن کسب و کار است؟

اهمیت بازاریابی
مدیران، کارآفرینان و تمام کسانی که محصول یا خدمتی برای عرضه به مشتریان دارند همواره به دنبال یافتن راه هایی برای افزایش فروش و سودآوری بیشتر هستند. بازاریابی درست و کارآمد همان چیزی است که باعث جذب مشتریان و افزایش فروش می شود. موفقیت در عرصه کسب و کار اتفاقی یا براساس شانس نیست بلکه نتیجه اقدامات مناسب برای رشد و توسعه کسب و کار است.
شركتهاي موفق امروزي، همه در يك نقطه مشترك هستند: آنها به شدت متمركز بر مشتري و كاملاً متکی به بازاريابي مي باشند. کسب و کارهای موفق، به بازاریابی به عنوان مهم ترین رکن کسب و کار نگاه می کنند و همواره به بررسی، تحلیل و بهبود یا تغییر روش های بازاریابی خود می پردازند تا مشتریان جدید بدست آورده، مشتریان فعلی را وفادارتر کرده و فروش شان را افزایش دهند.
با این حال، آشنایی کم و درک نادرست فعالین کسب و کار از بازاریابی باعث می شود شرکت ها، استارتاپ ها و کسب و کارهای نوپا همواره برای جذب و حفظ مشتریان و به تبع آن فروش با مشکلات جدی روبرو باشند. یکی از اشتباهات مدیران و کارآفرینان، تمایز قائل نشدن بین بازاریابی و فروش است. علی رغم اینکه فروش ارتباط تنگاتنگی با بازاریابی دارد، اما کاملاً مستقل است.
فروش در تعریفی ساده یعنی تبدیل محصولات و خدمات به پول
پس بازاریابی چیست؟
اگر حوصلهی جزئیات تعریفهای آکادمیک را نداشته باشید، میتوانید تعریف کاتلر از بازاریابی را بخوانید و به خاطر بسپارید. تعریفی ساده و زیبا که میتوان آن را کمی عملیاتیتر هم دانست.
فیلیپ کاتلر که کتاب مدیریت بازاریابی او، یک مرجع معتبر جهانی برای آموزش بازاریابی است، بازاریابی را به این صورت تعریف می کند:
بازاریابی، دانش و هنر کشف، خلق و ارائهی ارزش،
با هدف تأمین نیازهای یک بازار هدف، همزمان با کسب سود است.
بازاریابی، نیازها و خواستههای تأمین نشده را تشخیص میدهد؛
بازارِ آنها را تعریف کرده، حجم این بازار را اندازه گیری و سود بالقوهاش را برآورد میکند.
مشخص میکند که کدام بخش از بازار را میتواند بهتر تأمین کند؛
و سپس محصولات و خدمات مناسب را طراحی و ترویج میکند.
فیلیپ کاتلر معتقد است که بازاريابي، مديريت رابطه سودآور با مشتري است. هدف دوگانه بازاريابي، جذب مشتريان جديد با ارائه ارزش بالاتر و حفظ مشتريان فعلي به وسيله جلب رضايت آنهاست. بازاریابی، شناخت نیازها و خواسته های مشتریان است و تلاش برای رفع آنها از طریق ارائه محصولات و خدمات ارزشمند
نیاز
اساسي ترين اصل بازاريابي، نيازهاي انساني است. هرگونه کمبود و فقدان برای مشتری که هرچه محسوس تر باشد تلاش برای رفع آن هم بیشتر می شود. نیاز یعنی نداشته های مشتری
نيازها شامل نيازهاي اصلي جسماني همچون نياز به غذا، لباس، جاي گرم و امنيت
نيازهاي اجتماعي شامل تعلق داشتن و مهر و عاطفه
و نيازهاي شخصي همچون نياز به دانش و ابراز عقايد مي باشد.
اين نيازها توسط بازارياب ها ايجاد نشده اند، بلكه جزئي از ساختار اساسي نیازهای انسانی هستند.
یکی از انتقاداتی که به بازاریابان وارد میشود این است که آنها در افراد نیازهای کاذب ایجاد میکنند تا آنها را به مصرف و خرید بیشتر سوق دهند. باید به این نکته توجه داشت که نیازهای انسانی همواره ثابت است و بازاریابان نمیتوانند نیازها را ایجاد کنند یا از بین ببرند؛ حتی اگر رستورانی وجود نداشته باشد هم نیاز به غذا وجود دارد.
خواسته
خواستهها نحوه ارضای نیازها هستند که تحت تأثیر فرهنگ و شخصیت افراد شکل میگیرند. نیاز به غذا را میتوان با انواع روشها برطرف کرد؛ به طور مثال يک آمريكايي به غذا نياز دارد، ولي خواهان يک همبرگر مک دونالد یا مرغ کنتاکی با نوشابه است اما فردي در مصر که نياز به غذا نياز دارد کوشاری و تایمیا (فلافل مصری) مي خواهد. بیشترین مواد غذایی مورد استفاده ایرانی ها برنج و نان است در حالیکه ژاپنی ها بیشتر تمایل به غذاهای دریایی دارند.
تقاضا
اگر خواسته با قدرت خرید و پرداخت همراه شود، آنگاه تقاضا شکل میگیرد. با توجه به موارد بالا، فردی که گرسنه میشود، براساس فرهنگی که در آن رشد کرده و علایق شخصی خود چند گزینه برای رفع نیاز خود گردآوری میکند و آنگاه با توجه به درآمد خود، یکی از آن گزینهها را تقاضا میکند.




عالی بود
تشکر از تیم بسیار خوب آکادمی ناب
خیلی عالی